ارتباط باما

جمعه، خرداد ۱۹، ۱۳۹۱

حمله پیشگیرانه به برنامه اتمی جمهوری اسلامی؟


همچون یک عدسی همگرا که زیر آفتاب پرتوها را در نقطۀ کانونی خود جمع می کند، خاور میانه نیز همۀ آن مؤلفه هایی را دارد که ما را از نظر احساسی برانگیزاند. این مؤلفه ها با تعصب ها و فرافکنی ها و هول – و – هراس هایی آمیخته اند که از تاریخ قرن بیستم نشأت می گیرند. یک جا سازمان جوانان سوسیالیستِ حزب سوسیال دمکرات آلمان شاخۀ برلین است که در اجتماع سراسری خود، برای حالتی که تشدید تحریم نتواند جلوی بعد نظامی برنامۀ هسته ای جمهوری اسلامی رابگیرد اقدام نظامی اسرائیل را علیه آن مطرح می کنند. در سوی دیگر نویسنده ای مانند گونترگراس است که «با آخرین قطره های جوهر» اسرائیل را متهم می کند در پی «نابودی ملت ایران» است.

گراس جاها را عوض کرده است – علاقۀ شخصیش او را وا می دارد یهودیان را عاملان جنایتی جهانی قلمداد کند که از نظر کمّی می تواند یهودکشی را به سایه براند. گراس نمونۀ خوبی است که نشان می دهد چگونه یهودستیزیِ به اصطلاح آدم های خوب چون اسب تروا عمل می کند که کینه توزی یهودستیزانه را در اجتماع می گستراند. هر کسی نمی خواهد از این یهودستیزی که پوشش اخلاقی به آن داده شده صحبت کند بهتر است دربارۀ ایران و اسرائیل سکوت کند.
از قرار اسکار پانیتسا (نویسنده و طنز پردز و مقاله نویس آلمانی ۱۸۵۳ تا ۱۹۲۱ – م) روزگاری گفته بود: «جنون که همگانی شود خرد نام دارد.» در چنین وضعیتی واقعیت دیگر برای چه کسی جالب است؟ اما دقیقاٌ باید موضوع امشب ما این باشد: می خواهیم کوره راهی در دل این واقیعت های نصفه و نیمه و سرپوش گذاری ها و اتهام زنی ها بازکنیم.

اسرائیل از نگاه ایران

بعد از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ حکومت تازه هرگونه مناسبات را با اسرائیل قطع کرد. حکومت شروع کرد زنان و نیز اقلیت های مذهبی- فرهنگی و جنسی و همچنین دیگراندیشان سیاسی را با خشونت سرکوب کند. نه تنها بهائیان و مسیحیان و مخالفان سیاسی، بلکه ده ها هزار یهودی هم از کشور گریختند، بیشتر این یهودیان به اسرائیل رفتند.


از ۲۷۰۰ سال پیش یهودیان در منطقه ای که ایران امروزی را تشکیل می دهد زندگی می کنند. صحبت از تاریخ پر فراز و نشیبی است که با وجود همۀ دشواری ها سرشار از مؤفقیت های فرهنگی و اقتصادی است. در حالیکه جامعۀ ایران سنتاٌ رابطۀ به نسبت خوبی با یهودیان و نیز کشور اسرائیل دارد حکومت روحانیون تغییری بنیادی را ایجاد کرد – بیش از سی سال است که روحانیون حاکم با اظهارات خشن ضداسرائیلی و تهدیدهایشان نظرها را به خود جلب می کنند؛ در این حال پیوسته سنت یهودستیزانۀ ویرانگر آلمان نازی را ادامه می دهند.

احمدی نژاد مواضعی دارد که حتی فعالان حزب دمکرات ملی آلمان (حزبی دست راستی در آلمان – م) تنها در پستوها جرأت بیان آن را دارند – برای نمونه انکار هولوکاست: حکومت در سراسر جهان مستقیم یا غیرمستقیم از اقدام های تروریستی حمایت می کند – به ویژه علیه هر آنچه برچسب «صهیونیسم» و یا «رژیم اشغالگر صهیونیستی» دارد. بدون ایران شیعیان حزب الله لبنان به اصطلاح «شهامت» نمی داشتند در تابستان ۲۰۰۶ به اسرائیل حمله کنند و بیش از ۴۰۰۰ موشک به شمال این کشور پرتاب کنند. حمله های پیوستۀ موشکی به جنوب اسرائیل توسط حماس و نیروهای غیرنظامی افراطی تر نیز بدون حمایت نظام یافتۀ لجستیکی ایران ممکن نمی بود.


شک نیست که جمهوری اسلامی نابودی اسرائیل را تبلیغ می کند: نه تنها رهبر سابق انقلاب خمینی یا رئیس جمهور کنونی احمدی نژاد همواره خواستار نابودی اسرائیل شده اند. حتی روحانی «معتدل» و رئیس جمهور سابق رفسنجانی تخیلات نابودی اسرائیل را مطرح می کنند. رئیس جمهور احمدی نژاد از سال ۲۰۰۵ همواره رؤیای خود را از «نهضت ضد صهیونیستی رهایی بخش» تبلیغ می کند، برای نمونه در کنفرانس تهران زیر عنوان «جهانی بدون صهیونیسم» گفته بود: «حکومت صهیونیستی محو و بشریت رها می شود.» تلویزیون دولتی ایران کلمه به کلمه ترجمه می کند: «اسرائیل باید از نقشۀ جهان پاک شود.» احمدی نژاد در همین سخنرانی توصیه می کند به «شنوندگانش که اگر می خواهند شعار مرگ براسرائیل سربدهند این کار را درست و از صمیم قلب بکنند. (...) مبارزه علیه جهان استکبار به زودی لکۀ ننگ (اسرائیل) را از دامان جهان اسلام پاک می کند – و این کارشدنی است.»

علی خامنه ای اسرائیل را «غدۀ سرطانی» می خوانَد که باید خشکانده و یا «بیرون آورده شود» – در صفحۀ اینترنت ی خامنه ای چنین می آید: «امام آشکارا اسرائیل را غدۀ سرطانی خواند و معلوم است که معالجۀ غدۀ سرطانی، درآوردن آن است.»

با این تفاصیل بی معناست که برخی نویسندگان می کوشند تهدید به نابودی اسرائیل را اشتباه در ترجمه و سوءتفاهم جا بزنند– یعنی که ایران فقط سرنگونی دولت ناتانیاهو و عقب نشینی اسرائیل را از شرق بیت المقدس و نوار غربی رود اردن می خواهد. سال هاست که بحث بی معنایی جریان دارد که آیا احمدی نژاد می خواهد «اسرائیل را از نقشه پاک کند» و یا فقط «از صفحۀ تاریخ محو کند.» حال اهرچه هم در مورد ترجمه های مختلف بخواهیم مو را از ماست بیرون بکشیم. اینها یک چیز را نشان می دهد: ایران موجودیت اسرائیل را زیر سؤال می برد. در مراسم نظامی سالانه در تهران موشک های زمین به زمین را می توان دید با شعار «تل آویو» برروی آنها. یعنی ایران از نظر سیاسی و عقیدتی دنبال تغییر حکومت نیست بلکه پاک کردن کشور اسرائیل را از نقشه می خواهد.

ایران از دید اسرائیل

یهودیان همه ساله در جشن پوریم، کارناوال یهودی، به یاد می آورند که در قرن پنجم قبل از میلاد هم در معرض تهدید بوده اند – در زمان حکومت پادشاه ایران زمین خشایار اول. کتاب اِستراز تهدید یهودیان به دست هامان، وزیر ایرانی، و نجات معجزه آسای آنان به دست ملکه استر روایت می کند. با این وجود در این مناسبات چندهزارساله دوره هایی هم از مؤفقیت های اقتصادی و داد – و- ستان فرهنگی وجود دارد. از این جهت اسرائیلی ها علی الاصول برداشت مثبتی از ایران دارند و به ویژه برای فرهنگ ایران باستان ارزش زیادی قائلند. امروزه در اسرائیل تقریباٌ ۳۰۰ هزار یهودی زندگی می کنند که ریشۀ ایرانی دارند و در تمام سطوح سیاسی و اقتصادی و اجتماعی حاضرند. یهودیانِ متکی به نفس ایرانی الاصل بهتر از یهودیان عرب تبار جذب جامعۀ اسرائیل شده اند.

به همین نسبت بسیاری از اسرائیلی ها از پیامدهای انقلاب ایران نگرانی بیشتری دارند: اینان موجودیت خود را در خطر می بینند – به عنوان فرد یا مردم یهود. اسرائیلی ها دلیلی ندارند که تهدید ایران را جدی نگیرند – بخصوص وقتی که تجربه ای تاریخی ملت یهود را برایشان بازگو می کنند. اسرائیلی ها به عنوان فرزندان بازماندگان قتل عام تاریخی نمی توانند این موضوع را حتی در نسل های دوم وسوم به سادگی نادیده بگیرند – سایه های گذشته وقتی بروز می کنند که آنها و وطنشان تهدید می شوند.

بسیاری از اسرائیلی ها خود را در تله می بینند که از آن راه خلاصی نیست – در صورتیکه قرار باشد تحریم ها علیه ایران بی نتیجه بماند: اگر با حملۀ پیشگیرانه به تأسیسات اتمی ایران جلوی نابودی خود را بگیرند خطر بحران نظامی را در منطقه با پیامدهای غیرقابل پیش بینی به جان خریده اند. اگر قرار باشد اسرائیل برنامۀ اتمی ایران را به اضافۀ غنی سازی اورانیوم و ساخت موشک های حمل کننده که از مدتها پیش شروع شده برتابد هسته ای شدن خاور میانه یی هیچ ممانعتی پیش خواهد رفت و ساختار متزلزل امنیتی چهل سال گذشته را از بین می برد. این سناریو حتی در موردی هم صادق است که ایران از ظرفیت های هسته ای خود «فقط» بعنوان امکانی برای زیرفشار گذاشتن استفاده کند.

نخست وزیرناتانیاهو در مارس ۲۰۱۲ به باراک اوباما و ایالات متحده خطاب کرد در مقابل ایران آنقدر معطل نکنند، همانند نیروی هوایی آمریکا جنگ جهانی دوم که خطوط راه آهن منجربه آوشویتس را با وجود خواهش یهودیان بمباران نکرد. در پشت این سرسختی غیردیپلماتیک این عزم جزم نهفته است که جای شکی را باقی نمی گذارد: دنیا باید بداند که یهودیان از سرزمین خود دفاع می کنند – سرزمینی که از جمله «به علت هولوکاست وجود دارد و به واسطۀ کسانی که آن زمان درنگ کردند.»

سلاح اتمی در خاورمیانه – یک بام و دو هوا؟

گرچه کسی نمی تواند با قاطعیت تمام ثابت کند: می توانیم بنا را بر آن بگذاریم که اسرائیل ظرفیت هسته ای دارد. محرزاست در صحرای نگف مرکز پژوهش های اتمی وجود دارد که حتی به نزدیکی آن نمی توان رفت. اسرائیل رسماٌ سکوت می کند؛ اما حتی رسانه های اسرائیل هم که دربارۀ همه چیز می نویسند ضمنی می پذیرند که کشورشان سلاح اتمی دارد. اینها از قرار به دنبال به اصطلاح جنگ رمضان ۱۹۷۳ ساخته شده اند، یعنی وقتی اسرائیل برای مدت کوتاهی در معرض تهدید ارتش های مصر و سوریه بود.

دولت های اسرائیل همیشه یک چیز را می گویند: «اگر سلاح اتمی داشته باشیم، که نه تأیید و نه تکذیب می کنیم ابتدا به ساکن از آن استفاده نخواهیم کرد.» چنین می نماید که اعراب با وضع موجود ساخته اند. در قاهره و امان و دمشق می دانند اسرائیل هیچگاه حق موجودیت همسایگانش را دچار تردید قرار نمی دهد هرچه هم که اینان رفتار خصمانه داشته باشند.

جالب اینکه بعد از شایعات مربوط به سلاح های اتمی اسرائیل هیچ کشور عربی دیگر جرأت نکرده به اسرائیل حملۀ نظامیِ دامنه دار کند. حتی عراق و سوریه در سال های ۱۹۸۱ و ۲۰۰۷ نابودی تأسیسات هسته ای خود را براثر حملۀ نیروی هوایی اسرائیل پذیرفتند. رئیس جمهور عراق صدام حسین در سال ۱۹۹۱ تنها موشک های متعارف به منطقۀ تل آویو شلیک کرد گرچه که در گذشته علیه شورشیان کرد گاز سمی به کار گرفته بود. بازدارندگی روانی تاکنون کارآیی داشته بدون اینکه ما مطمئناٌ بدانیم آیا اسرائیل فقط بلوف می زند یا سلاح اتمی دارد.


«در روز قدس در سال ۲۰۰۱ روحانی «معتدل» و رئیس جمهور سابق رفسنجانی در تهران گفت: «اگر روزی جهان اسلام هم به سلاح هایی دست یابد که اسرائیل دارد راهبرد استکبار را متوقف خواهد کرد زیرا تنها یک بمب اتمی در اسرائیل همه چیز را نابود خواهد کرد. اما بمب اتمی اسرائیل تنها به جهان اسلام آسیب وارد خواهد کرد. غیرمنطقی نیست که چنین امکانی مورد بررسی قرار گیرد.»


اسرائیل نه سلاح اتمی هند و نه سلاح اتمی پاکستان را خطری برای خود می داند – به یک دلیل ساده: نه هندی ها و نه پاکستانی ها اسرائیل را به نابودی تهدید نمی کنند. ماجراجویی های اتمی ایران به گونۀ دیگری است: جنگجویان سرد در اسرائیل و غرب نیستند که به ایران نیات پلید نسبت می دهند. خود ایران است که با دادن قرائن به نگرانی ها خوراک می دهد – در اسرائیل، و نیز در جهان:
در روز قدس در سال ۲۰۰۱ روحانی «معتدل» و رئیس جمهور سابق رفسنجانی در تهران گفت: «اگر روزی جهان اسلام هم به سلاح هایی دست یابد که اسرائیل دارد راهبرد استکبار را متوقف خواهد کرد زیرا تنها یک بمب اتمی در اسرائیل همه چیز را نابود خواهد کرد. اما بمب اتمی اسرائیل تنها به جهان اسلام آسیب وارد خواهد کرد. غیرمنطقی نیست که چنین امکانی مورد بررسی قرار گیرد.»

از سال ۲۰۰۲ همواره قراین زیادی وجود دارد که تلاش های هسته ای ایران بعد نظامی هم دارد. اما تازه از سال ۲۰۱۱ آزانس بین المللی انرژی اتمی هم دربارۀ تلاش های اتمی ایران هشدار می دهد. حکومت روحانیون سال هاست جلوی بازرسی مؤثر از تأسیسات اتمی خود را گرفته و با رفتارهای فریبکارانه و مخفیانه این ظن را تقویت می کند که در کنار استفادۀ صلح آمیز برنامۀ جانبی نظامی هم وجود دارد. در فوریۀ ۲۰۱۲ چندین خبرگزاری با استناد به آژانس بین المللی انرژی اتمی خبر دادند ایران غنی سازی را «افزایش بسیار گسترده داده» و در این فاصله ۱۱۰ کیلو اورانیوم با غلظت بالا تولید کرده است – کافی برای استفاده در بمب اتمی. رئیس آژانس یوکیا آمانو «از بعد احتمالی نظامی برنامۀ هسته ای بسیار نگران است.» همچنین برنامۀ گستردۀ موشک سازی ایران به رفع تشنج کمک نمی کند. چند هفته قبل جنبش مخالفان ایران «مجاهدین خلق» گزارشی جامع دربارۀ تأسیسات هسته ای ارائه کرد. این گروه معمولاٌ اطلاعتی از اوضاع داخلی ایران دارد و در سال های گذشته چند بار مدارکی تا آن زمان ناشناخته ای ارائه کرده که بعد معلوم شده واقعیت داشته است – برای نمونه وجود تأسیسات غنی سازی نطنز یا رآکتور آب سنگین در اراک.



تلاش های فنی نیست که برنامۀ اتمی ایران را خیلی خطرناک جلوه می دهد؛ تعصب رهبری این کشور در عقاید ضد اسرائیلی است که خطرناک است. نیز و به ویژه رئیس جمهور احمدی نژاد محسور عقیده ای آخرالزمانی است. وی در مجامع عمومی می گوید: «رسالت اصلی انقلاب ما این است که راه را برای ظهور امام دوازدهم مهدی آماده کند.» اعتقاد به امام دوازدهم بخشی از فلسفۀ وجودی ایران است و در قانون اساسی آمده است. ظهور مهدی با درگیرهایی سخت در سطح جهان توأم است. در این جنگ شیعیان به دشمنان خود شکست سختی وارد می آورند. آیت الله پرنفوذ و نزدیک به احمدی نژاد حسین نوری همدانی می گوید: «باید با یهودیان جنگید و بر آنها پیروز شد تا شرایط ظهورامام زمان را ایجاد کرد.» حالا تصور کنیم بمب اتمی در دستان رئیس جمهوری است که چنین تخیلاتی دارد و طرفدار سیاسی کردن شیعه است و احساس می کند مأموریت دارد سلطۀ امام مهدی و اسلام شیعی را به جلو ببرد.

دیپلماسی، تحریم – و بعد؟

در جنگ سرد توانسته بودند بر پیش گذارده ای استناد کنند: «آمریکایی ها و روس ها – به یک میزان – زندگی را بیش از مرگ دوست دارند.» این منطق بازدارنده در مورد روحانیون حاکم دیگر کارآیی ندارد. برداشت آنها این شعار است.: «شما زندگی را دوست دارید ما مرگ را!» این دلیل است که چرا اسرائیلی ها – و نه تنها اسرائیلی ها – از این فکر که حکومت ایران ممکن است آتش هسته ای داشته باشد و بکوشد تخیلات خود را جامۀ عمل بپوشاند قرار از کف می دهند.

با توجه به این پس زمینه است که جامعۀ اسرائیل بی محابا در این باره بحث می کند که سیاست اتمی ایران چه پیامدهایی دارد – به طور مشخص، ضرر کمتر کجاست: بین عزم جزم دولت ناتانیاهو که ایران اتمی را به هیچ روی برنتابد تا تبلیغات ساده لوحانۀ «اسرائیل ایران را دوست دارد» طیف گسترده ای از عقاید وجود دارد. سیاستمداران و نظامیان و مأموران اطلاعاتی تردیدی به خطر ایران ندارند؛ در عین حال توافقی عملی وجود ندارد که چگونه می توان به بهترین شکل با این چالش برخورد کرد.

غرب، این مطلب ابتدا در مورد آمریکا صادق است، اما آلمان را هم در برمی گیرد، از طرفی نگرانی های اسرائیل را می فهمد اما از طرف دیگر نیم بند عمل می کند – از ترس پیامدهای احتمالی: نمی خواهند به هیچ روی ایران اتمی را برتابند.

البته غرب با وجود همۀ تلاش های ایران برای فریبکاری هنوز به ارتباط بین دیپلماسی و تحریم امید دارد. تحریم ها از سال ۲۰۰۷ برقرارند اما تازه تأثیر خود را نشان می دهند – نیز به دلیل تحریم مرحله ای نفت از دید اسرائیل تحریم ها تنها در صورتی تأثیر دارند که گزینۀ نظامی از ابتدا کنار گذاشته نشود. صدراعظم آلمان آنگلامرکل در آخرین دیدار خود در اسرائیل در سال ۲۰۰۸ بر «مسئولیت تاریخی آلمان» تأکید کرد و گفت که «امنیت اسرائیل برای من (...) هیچگاه مذاکره پذیر نیست – و اگر اینگونه است پس در روز مبادا نمی تواند فقط در مرحلۀ حرف باقی بماند.» آیا مرکل امروز هم این حرف را تکرار خواهد کرد؟ رئیس جمهور آلمان یوآخیم گاوک در دیدارش از اسرائیل در این موارد چه خواهد گفت؟ - امید است که منافع امنیتی اسرائیل در آینده نیز به حرف های قالبیِ روز یکشنبۀ امدادرسانان آلمانی یا اروپایی وابسته نباشد.

* از: مارتین کلوکه / در: ها گالیل

ها گالیل نشریۀ اینترنتی یهودی آلمانی زبان است.
برگرفته از ایران در جهان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر