هرازگاهی مأموران شهرداری و نیروهای سرکوبگر رژیم در سنندج به دستفروشان این شهر یورش می برند و ضمن ضرب و شتم آنان و بهم ریختن بساط شان، عملاً آنان را از تنها طریق تأمین زندگی فقیرانه شان محروم می سازند. تهاجم اخیر سرکوبگران رژیم به دستفروشان این شهر بیش از آنکه با توجیه همیشگی سدمعبر و بدنمایی شهر صورت گرفته باشد، اساساً بازتاب رسوایی بزرگ رژیم در جریان یورش نظامی به اجلاس فعالان کارگری در کرج و نوعی قلدرنمایی و ایجاد ارعاب در شهری است که خاستگاه تعداد زیادی از فعالان کارگری شرکت کننده در آن اجلاس می باشد.
جمهوری اسلامی بعد از رسوایی اخیرش در جریان یورش به نشست فعالان کارگری در کرج، به این فکر افتاده است تا با ایجاد رعب و وحشت در شهرهای کردستان، در برابر اعلام همبستگی جمع ها و محافل کارگری این شهرها با این کارگران و حمایت و پشتیبانی آنان از مبارزه و شجاعت فعالان کارگری و اعضای کمیته هماهنگی، سد و مانع ایجاد نماید!
این تلاش مذبوحانه رژیم در حالی صورت می گیرد، که دسته دسته از کارگران مراکز مختلف کارگری شهرهای کردستان بویژه شهر سنندج، ضمن محکوم کردن یورش وحشیانه رژیم به اجلاس فعالان کارگری در کرج، مقاومت و شجاعت و اراده آنان را می ستایند و همبستگی خود را با آنان اعلام می دارند.
جمهوری اسلامی که می بیند چگونه با گذشت هر روز بر میزان حمایت ها و پشتیبانی ها از اعضای کمیته هماهنگی بالا گرفته و چهره های این تشکل، بیش از پیش محبوب گردیده اند؛ می کوشد با توسل به هر ترفندی فضای درون شهرهای کردستان را ملتهب و آثار و نشانه های این همبستگی عمیق و وسیع توده ای از فعالان محبوب کارگری را کمرنگ نماید.
تعرض به دستفروشان سنندج و ایجاد فضای امنیتی در داخل این شهر، در واقع اقدامی است در جهت تکمیل چنین سناریویی که البته خود دستفروشان و توده های مردم سیاسی این شهر به این رابطه پی برده اند و از همین روست که خود دستفروشان قصد دارند با مقاومت و مبارزه شان به پشتوانه حمایت توده های مردم، هم به حق و حقوق خود دست یابند و هم سناریو رژیم را خنثی سازند.
سابقه یورش به دستفروشان در سنندج، بسیار طولانی است و آنان با هر بار یورش، از خود مقاومت های جانانه ای نشان داده و هیچگاه تسلیم نشده اند. دستفروشان این شهر معمولاً با هر بار یورش مأموران، اعتراض کنان به سوی شهرداری شهر راهپیمایی کرده و ضمن اعتراض به مزاحمت های مأموران شهرداری و نیروهای انتظامی، شهردار را وادار به حضور در تجمع خود نموده و خواسته های خود را مطرح ساخته اند. قطعاً مقاومت و مبارزه اینبار دستفروشان شهر سنندج که به رابطه تعرض به خود و رسوایی اخیر رژیم پی برده اند، گسترده تر خواهد شد و حمایت توده های مردم را هم جلب خواهد کرد!
اینکه دستفروشان این شهر با آن پیشینه مبارزاتی در برابر این تعرض جدید و البته هدفمندتر از پیش رژیم چه خواهند کرد، روشن است. آنان راهی جز ادامه مقاومت و مبارزه برای تأمین زندگی شان در برابر یورش رژیم ندارند. بدون تردید اینبار مقاومت و مبارزه خود را قاطعانه تر ادامه خواهند داد و اینکه سرانجام این مقاومت و مبارزه آنان چه می شود؛ بستگی به این دارد که تا چه اندازه توده مردم به یاری آنان خواهند شتافت و تا چه اندازه مردم این تعرض را نه تنها تعرض علیه دستفروشان که تعرضی آگاهانه برای ایجاد رعب و وحشت در شهر و علیه کل مردم خواهند دانست.
در هر حال، دستفروشان با هر ظرفیتی از مبارزه در میدان حاضر شوند، خواست ها و مطالبات روشنی دارند که اساسی ترین شان این است که یا به آنان کار مناسب بدهند یا بیمه بیکاری مکفی و یا حداقل دست از سرشان بردارند که کار و کسب شان را ادامه دهند.
دستفروشان این شهر در گذشته نیز با همین مطالبات ظاهر شده و با مقاومت های جدی و چندباره خود در برابر تعرض مأموران دولتی، ضمن تجمع در برابر شهرداری و استانداری، به این دوایر حکومتی اولتیماتوم داده و بر تحقق مطالبات خود پای فشرده و کم و بیش هم برخی از مطالبات خود را به این دوایر تحمیل کرده اند.
اما سرانجام اعتراضات دستفروشان سنندج و هر جای دیگری به کجا می انجامد، اصل مشکل که همان پدیده دستفروشی و همزاد بیکاری و عارضه نظام اقتصادی سرمایه داری است، از بین رفتنی نیست. پدیده دستفروشی در ایران، در شرایطی که بیکاری بی داد می کند و نه کاری واقعی برای آماده بکاران موجود و نه تأمینی برای بیکاران فراهم است، به ''شغل'' بسیاری از توده های مردم شهرها و روستاها در گروه های سنی متفاوت تبدیل شده است.
طبعاً با تعطیل مراکز کار و تولید و گستردگی ابعاد بیکاری، که میزان آن در استان کردستان بیشتر از هر جای دیگری است، روی آوری به دستفروشی، بیشتر از هر زمانی رایج شده است، تا جایی که در هر گوشه ای از شهرهای این استان، بساط دستفروشان پهن است و روزمره هم از سوی مأموران جمهوری اسلامی مورد تعرض قرار می گیرند.
اگرچه عمده تاً بنام ''سد معبر و بدنما'' کردن سیمای شهر و حمایت از رونق بازار فروشگاه های رسمی به دستفروشان تعرض می شود، اما همواره با سازماندهی چنین تعرضی، هدف دیگری نیز که همانا ایجاد رعب و وحشت در جامعه است، تعقیب می شود. آن زمان که جمهوری اسلامی به مانور وحشت نیاز دارد، تعرض به دستفروشان نیز به صدر اجزاء اجرای سناریو چنین مانوری تبدیل می شود.
تعرض اینبار رژیم به دستفروشان سنندج، اساساً چنین هدفی را تعقیب می کند. از همین روست که کل توده های مردم آزاده این شهر لازم است برای خنثی کردن این نقشه رژیم به میدان آیند و ضمن حمایت از دستفروشان سیاست تشدید جو ارعاب رژیم را خنثی سازند!
|
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر