دادستان تهران در پاسخ به اظهارات مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی بیانیه ای را صادر کرد و در این اطلاعیه قسمت هایی از سخنان آقای مطهری را آورده بود و اعلام کرده بود این سخنان جرم است، در حالی که سخنان ایشان فاقد جنیه مجرمانه بوده است،این بیانیه و اعمال غیر قانونی که تاکنون دادستان تهران انجام داده است نشان می دهد که او فاقد هر گونه سواد حقوقی و قضایی است و یا اگر سواد حقوقی و قضایی دارد، از لحاظ روحی و روانی همچون ریاست قوه قضاییه بیمار است.
بعد از جنایاتی که در بازداشتگاه کهریزک رخ داد و در آستانه سومین سالگرد آن هستیم و پس از تغییر ریاست قوه قضاییه و سکانداری این کشتی از کار افتاده و پوسیده رد سال ۱۳۸۸، توسط صادق لاریجانی که فاقد هر گونه تجربه و تبحر قضاوت و کار در دستگاه قضایی بود، دادستان تهران نیز تغییر کرد. آقای مرتضوی تا زمان اشتغال در دادستانی مرتکب جنایات عدیده ای گردید که اگر هر یک را مورد قضاوت عادلانه بر اساس قوانین اسلامی قرار دهیم و بر طبق قوانین کنونی جمهوری اسلامی اظهار نظر کنیم، حکم به اعدام به اتهام افساد فی الارض تنها یکی از اتهام های وی خواهد بود.
دستور بازداشت کلی، اعمال شکنجه زندانیان، عدم دسترسی بازداشت شدگان به حقوق اولیه خود، قتل آنها در زندان از جمله قتل زهرا کاظمی، توقیف غیر قانونی روزنامه های کثر الانتشار، فشار قضایی بر اقلیت قومی و مذهبی و … از جمله موارد است که نباید گذاشت مختومه گردد.
اما حال قاضی مرتضوی از مسند قضا و دادستانی به کنار رفته است و دستکاه قضایی کنونی توان و جرات و جسارت آن را ندارد که وی را لااقل در رابطه با جرم مشهود و محرز واقع شده در کهریزک محاکمه کند. نه تنها صادق لاریجانی و محسنی اژه ای و جعفری دولت آبادی قدرت و شهامت بازخواست و بازجویی وی را ندارند، بلکه دولت به نشان افتخار به او مستند ریاست بزرگ ترین و قدرتمند ترین سازمان مالی و اجتماعی را می دهد.
هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد که قاضی مرتضوی جنایتکار است و این جنایات همینطور معلق نخواهد ماند و روزی اگر دست قضا وی را به سزای اعمالش نرساند، دست تقدیر او را به سزای اعمالش خواهد رساند.
اما گمان بر این بود که اگر قاضی مرتضوی از مسند دادستانی به صورت خاص و اشتغال در قوه قضاییه به صورت عالم کنار رود، دادستانی بر کرسی بالاترین مقام دادسرای تهران خواهد نشست که دارای عدل و نشان لیاقت است. در روز معارفه جعفری دولت آبادی سخنان خوبی از وی شنیدیم همانطور که این سخنان تکراری را از زبان ریاست قوه قضاییه کنونی شنیده بودیم.
مدت کوتاهی نگذشت که چهره واقعی این مرد نیز آشکار شد، او دادسرای امنیت مستقر در دادگاه انقلاب را تعطیل کرد و دفترش را بست و گمان بر این بود که دیگر دادسرای امنیتی نیست و متهمین سیاسی و امنیتی در شعبات دیگر تحت نظارت و بازجویی قضات عادل و بی طرف قرار خواهند گرفت. اما پس از مدت کوتاهی خبر افتتاح دادسرای شهید مقدس در داخل زندان اوین شنیده شد. تصور کنید، دادسرای امنیت در داخل زندان اوین؟!….
اگر این امکان در زمان قاضی مرتضوی و حداد و حیدری فر و موسوی و سبحانی که در اصل مهره های اصلی دادسرای امنیت بودند وجود داشت که بتوان با قاضی در رابطه با فرد بازداشت شده مذاکره کرد و پرونده فرد بازداشت شده را پیگیری کرد، پس از افتتاح این دادسرا در زندان اوین این امکان از بین رفت.
زندانیان بسیاری در زندان کشته شدند، در مدت کوتاهی نسبت به برخی از افراد به اتهام جاسوسی، محاربه و مفسد فی الارض حکم اعدام صادر می گردید و متهمین آنها اعدام می شدند بدون اینکه امکان برخوداری از دادرسی عادلانه را داشته باشند. زندانیان سیاسی در محدودیت های خاصی قرار گرفتند. گروگانگیری باب شد و و اعضای خانواده متهمین نیز تحت فشارهای روحی و روانی و گاهی اوقات جسمی قرار می گرفتند که حتی در زمان این قاضی کودک ۱۲ ساله و پیر مرد ۹۶ ساله ممنوع الخروج شدند.
فشارهای دادستان کنونی و اعمال برخلاف قانون این دادستان به مراتب بیشتر از ان است که در ذهن بگنجد.
اگر دقت نمایید در بدنه دستگاه قضایی خواهید دید که سه مثلث اصلی سیستم قضایی و در محدوده تهران فاسد هستند، رییس قوه قضاییه که به نظر می رسد دارای بیماری روحی و روانی است و به صورت خاص دارای جنون است. او سادیسم اعدام، قطع عضو، شکنجه، و آزاد و اذیت شهروندان ایرانی را دارد و به دلیل دیوانه بودنش دیوانه های دیگری را بر کار قضایی می گمارد و در احکامی محسنی اژه ای که پیش تر سابقه جنایت هایی در دادگاههای مختلف را داشته و در کرسی وازارت اطلاعات نشسته بود و در ظلمی که مربوط به استان تهران است قاضی دیوانه ای دیگر به نام جعفری دولت آبادی را به کار می گمارد.
حال برای همگان مسلم و مسجل است که این ویرانه دیگر ویرانه نیست، حال لجن تمام این ویرانه را گرفته است، لجنی که با دستان رهبری ساخته و پرداخته شده است.
محمد مصطفایی |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر