آیت الله شیخ محمد مردوخ ملقب به جمال الدین خلف مرحوم شیخ عبد المومن متولد شب ۲۷رجب سال ۱۲۹۷هجری قمری برابر با ۱۲۵۶خورشیدی . متفکرو روشنفکر و فیلسوف و سیاستمدارو شاعر روشنگرو روزنامه نگار و یک سردار جنگی به تمام معنی . با مجموعه خصایلی که خداوند در وجودش به ودیعه نهاده بود شخصیت بارز و نابغه ای پدید آمد که آوازه او در سراسر کردستان و سپس در بین مناطق سنی نشین و نهایتا در سراسر جهان منتشر گشت . ایشان از هفت سالگی نزد والد ماجدشان به تلمذ پرداختند سپس در نزد عمویش مرحوم شیخ عبدالرحمن و آنگاه نزد مرحوم شیخ محمد لون در مسجد کهزاد سنندج ادامه تحصیل داد بقیه علوم را خود با فراستی که داشت از طریق بحث و مجادله با بزگان علم و ادب آنزمان در
مدت کوتاهی فرا گرفت سپس در غالب هنرهای مرسوم نظیر معماری و حکاکی و گچ بری و حجاری و ساعت سازی و نجاری و باغبانی و گل کاری و مخصوصا” علم پیوند نباتات مسلط گردید و از هرکدام در زمان مناسب و برای پیشبرد اهدافش استفاده میکرد و اوقات فراغت خویش را نیز با سوارکاری و شکار و تیر اندازی میگذراند به طوری که در سوارکاری و تیر اندازی یکه تاز میدان بود .
پس از فوت پدر بر اثر نبوغ ذاتی و درخواست قبلی پدر در سن ۱۲سالگی به سمت امامت و خطابت کردستان منصوب گردید سپس با وجود صغر سن طی حکم شماره ۳۶۲۱مورخ ۲۶محرم ۱۳۳۷ ه ق به سمت قضاوت کردستان و گروس نیز منصوب گردید . از آن زمان نهایت تلاش خود را مصروف اتحاد و حفظ تمامیت ارضی ایران و رفع ملوک الطوایفی هدایت اشرارو یاغیان و زور گویان و در صورت عدم پذیرش هدایت در جهت اعاده امنیت سرکوبی آنها نمود .
با سران عشایر کردستان از طرق مختلف ارتباط ودوستی ایجاد میکرد و آنها را به انقیاد از حکومت مرکزی مجاب میکرد. اولین تجربه سیاسی وی همراه کردن جمع کثیری از زبده اهلی کردستان با خود جهت شرکت در جنبش مشروطه بود . در اجتماع مشهور باغشاه در حضور اکثریت نمایندگان مختلف مردم ایران که از اقصی نقاط ایران بدانجا آمده بودند و محمد علی شاه قاجار و شیخ فضل الله نوری رسما” نظرات خود را بیان نمود . پس از شکست مشروطه عارف قزوینی در کردستان مهمان وی بود و عارف قزوینی در کلیات خود به طور مفصل در مورد شخصیت ایشان مینویسد .
در زمان تعویض حکومت نیز نقش بسزایی ایفا کرد شخصیت ایشان طوری بود که با حضور وی وجود دیگران در تحت اشعاع قرار میگرفت و همین موضوع باعث ایجاد رشک و حسد در دل حاسدان میگردید به طوری که بر علیه ایشان شروع به تبلیغات میکردند ولی غافل از اینکه نور کرم شب تاب در مقابل خورشید نمیتواند خود نمایی کند .چون طرز فکر ایشان نسبت به زمان خود خیلی جلو تر بود لذا گفتههای آن بزرگوار برای سایر علما قابل درک و فهم نبود لذا وی را مانند غزالی و مولانا تکفیر میکردند . برای نمونه در یکی از آثارش به نام رموز آفرینش به طور مفصل در مورد گردش الکترون در مدارهای مختلفی و در سطوح انرزی متفاوت به دور هسته اتم و نحوه آزاد شدن انرزی به هنگام انقال الکترون از یک سطح انرزی به سطح دیگر و پدیدههای فیسیون و فیزیون صحبت میکند مدارهای الکترونی را با مدارهای منظومه شمسی و گردش سیارات به دور خورشید مقایسه میکند .
نحوه پدید آمدن آب در سطح زمین /ایجاد اقیانوسها و رودخانهها و دریاها به وجود آمدن تک سلولیها و تکامل آنها تشکیل جوامع مختلف پیدایش زبان و مذهب و غیره که البته برای مردم آن زمان قابل درک نبود . ایشان در طول زندگی پر برکتشان بالغ بر ۱۱۴ جلد کتاب و رساله مختلف و در زمینههای متفاوتی نگانشته اند که که بیشتراز نصف آنها چاپ و منتشر شده است که برخی از آثارشان در ذیل همین بخش آمده است . در زمینه فلسفه کتاب بسیار با ارزش دیگری دارد به نام جام جان و جین که کل لغات استفاده شده در آن فارسی است و در آن حتی یک لغت عربی موجود نمیباشد دیوان شعری نیز از وی به یادگار مانده است با شعرهای فارسی کردی و عربی که متاسفانه تا کنون مقدورات لازم برای چاپ آن فراهم نگردیده است آن حضرت سر انجام پس از عمری تلاش و مجاهدت چنانکه خودش در سال ۱۳۲۷ شمسی یعنی ۲۷ سال قبل از مرگش پیش بینی کرده بود :
همای جان قفسی گشته بود در بدنم
خوش این زمان که رها شد همای جان ز تنم
حجاب جان بود این تن و گرنه عالم غیب
عیان بود بر من چونحجاب بر فکنم
مقام وصل مقامیست ایمن و دلکش
زهی مقام که نبود هراس ز اهرمنم
علاج اهرمن ای جان رهایی از هوس است
از این به محفل جانان چو شمع انجمنم
من آن یگانه کسم در جهان که مرگ مرا
به من ز پیش خبر داد یار موءتمنم
برای سالمه مرگ خویش آیت گفت
بسال سیصد و پنجاه چهار تن فکنم
اودر سن ۹۸ سالگی در شب جمعه بیستم شهریور ماه سال ۱۳۵۴ در محله قطار چیان به رحمت ایزدی پیوست اشعار فوق بر روی سنگ مزارش نقر گردیده است تشیع جنازه ایشان با حضور بیش از یکصد هزار نفر از اهالی کردستان با پای پیاده تا روستای نوره واقع در بیست کیلوتری سنندج انجام پذیرفت .
چرا نوره ؟ این روستا از املاک حضرت آیت الله مردوخ بود که بواسطه طبیعت زیبا هوای مطبوع آن در فصل تابستان و مردم مهربان و خونگرمشان بسیار مورد علاقه ایشان بود با توجه موارد مذکور در روبروی آبادی بر روی تپه ای مشرف بر جادههای روستاهای اطراف و خود نوره قلعه ای جنگی با دو برج که دارای منافذی برای سنگر گیری وتیر اندازی بود مطابق طرح و نقشه خودشان ایجاد کرده بود و محل استراحتگاه تابستانی خویش قرار داده بود لذا با توجه به تعلق خاطر فراهم شده و مخصوصا” اهالی محترم آنجا وصیت فرموده تا در جوار آن قلعه روبری آبادی دفن گردند نا گفته نماند این روستا اولین روستایی بود در سطح کردستان که دارای مدرسه گردید برخی از آثار منتشر شده حضرت آیت الله مردوخ عبارتند از
تاریخ مردوخ یا تاریخ کرد و کردستان در دو جلد فرهنگ مردوخ در دو جلد ، فقه محمدی ،اصول فقه ، صرف محمدی ، نحو محمدی ،منطق محمدی ،حساب و هندسه محمدی ،رموز آفرینش ،جام جان وجین ، آئین رستگاری ،ندای اتحاد ،حل اختلاف، تاریخ تشیع ،شطرنج نامه، ام الکتاب ،رد بابی و بهایی ، گفتارها و رهبر بشر به سوی اسلام و دهها جلد کتاب و رساله دیگر که در این مختصر نمیگنجد
مدت کوتاهی فرا گرفت سپس در غالب هنرهای مرسوم نظیر معماری و حکاکی و گچ بری و حجاری و ساعت سازی و نجاری و باغبانی و گل کاری و مخصوصا” علم پیوند نباتات مسلط گردید و از هرکدام در زمان مناسب و برای پیشبرد اهدافش استفاده میکرد و اوقات فراغت خویش را نیز با سوارکاری و شکار و تیر اندازی میگذراند به طوری که در سوارکاری و تیر اندازی یکه تاز میدان بود .
پس از فوت پدر بر اثر نبوغ ذاتی و درخواست قبلی پدر در سن ۱۲سالگی به سمت امامت و خطابت کردستان منصوب گردید سپس با وجود صغر سن طی حکم شماره ۳۶۲۱مورخ ۲۶محرم ۱۳۳۷ ه ق به سمت قضاوت کردستان و گروس نیز منصوب گردید . از آن زمان نهایت تلاش خود را مصروف اتحاد و حفظ تمامیت ارضی ایران و رفع ملوک الطوایفی هدایت اشرارو یاغیان و زور گویان و در صورت عدم پذیرش هدایت در جهت اعاده امنیت سرکوبی آنها نمود .
با سران عشایر کردستان از طرق مختلف ارتباط ودوستی ایجاد میکرد و آنها را به انقیاد از حکومت مرکزی مجاب میکرد. اولین تجربه سیاسی وی همراه کردن جمع کثیری از زبده اهلی کردستان با خود جهت شرکت در جنبش مشروطه بود . در اجتماع مشهور باغشاه در حضور اکثریت نمایندگان مختلف مردم ایران که از اقصی نقاط ایران بدانجا آمده بودند و محمد علی شاه قاجار و شیخ فضل الله نوری رسما” نظرات خود را بیان نمود . پس از شکست مشروطه عارف قزوینی در کردستان مهمان وی بود و عارف قزوینی در کلیات خود به طور مفصل در مورد شخصیت ایشان مینویسد .
در زمان تعویض حکومت نیز نقش بسزایی ایفا کرد شخصیت ایشان طوری بود که با حضور وی وجود دیگران در تحت اشعاع قرار میگرفت و همین موضوع باعث ایجاد رشک و حسد در دل حاسدان میگردید به طوری که بر علیه ایشان شروع به تبلیغات میکردند ولی غافل از اینکه نور کرم شب تاب در مقابل خورشید نمیتواند خود نمایی کند .چون طرز فکر ایشان نسبت به زمان خود خیلی جلو تر بود لذا گفتههای آن بزرگوار برای سایر علما قابل درک و فهم نبود لذا وی را مانند غزالی و مولانا تکفیر میکردند . برای نمونه در یکی از آثارش به نام رموز آفرینش به طور مفصل در مورد گردش الکترون در مدارهای مختلفی و در سطوح انرزی متفاوت به دور هسته اتم و نحوه آزاد شدن انرزی به هنگام انقال الکترون از یک سطح انرزی به سطح دیگر و پدیدههای فیسیون و فیزیون صحبت میکند مدارهای الکترونی را با مدارهای منظومه شمسی و گردش سیارات به دور خورشید مقایسه میکند .
نحوه پدید آمدن آب در سطح زمین /ایجاد اقیانوسها و رودخانهها و دریاها به وجود آمدن تک سلولیها و تکامل آنها تشکیل جوامع مختلف پیدایش زبان و مذهب و غیره که البته برای مردم آن زمان قابل درک نبود . ایشان در طول زندگی پر برکتشان بالغ بر ۱۱۴ جلد کتاب و رساله مختلف و در زمینههای متفاوتی نگانشته اند که که بیشتراز نصف آنها چاپ و منتشر شده است که برخی از آثارشان در ذیل همین بخش آمده است . در زمینه فلسفه کتاب بسیار با ارزش دیگری دارد به نام جام جان و جین که کل لغات استفاده شده در آن فارسی است و در آن حتی یک لغت عربی موجود نمیباشد دیوان شعری نیز از وی به یادگار مانده است با شعرهای فارسی کردی و عربی که متاسفانه تا کنون مقدورات لازم برای چاپ آن فراهم نگردیده است آن حضرت سر انجام پس از عمری تلاش و مجاهدت چنانکه خودش در سال ۱۳۲۷ شمسی یعنی ۲۷ سال قبل از مرگش پیش بینی کرده بود :
همای جان قفسی گشته بود در بدنم
خوش این زمان که رها شد همای جان ز تنم
حجاب جان بود این تن و گرنه عالم غیب
عیان بود بر من چونحجاب بر فکنم
مقام وصل مقامیست ایمن و دلکش
زهی مقام که نبود هراس ز اهرمنم
علاج اهرمن ای جان رهایی از هوس است
از این به محفل جانان چو شمع انجمنم
من آن یگانه کسم در جهان که مرگ مرا
به من ز پیش خبر داد یار موءتمنم
برای سالمه مرگ خویش آیت گفت
بسال سیصد و پنجاه چهار تن فکنم
اودر سن ۹۸ سالگی در شب جمعه بیستم شهریور ماه سال ۱۳۵۴ در محله قطار چیان به رحمت ایزدی پیوست اشعار فوق بر روی سنگ مزارش نقر گردیده است تشیع جنازه ایشان با حضور بیش از یکصد هزار نفر از اهالی کردستان با پای پیاده تا روستای نوره واقع در بیست کیلوتری سنندج انجام پذیرفت .
چرا نوره ؟ این روستا از املاک حضرت آیت الله مردوخ بود که بواسطه طبیعت زیبا هوای مطبوع آن در فصل تابستان و مردم مهربان و خونگرمشان بسیار مورد علاقه ایشان بود با توجه موارد مذکور در روبروی آبادی بر روی تپه ای مشرف بر جادههای روستاهای اطراف و خود نوره قلعه ای جنگی با دو برج که دارای منافذی برای سنگر گیری وتیر اندازی بود مطابق طرح و نقشه خودشان ایجاد کرده بود و محل استراحتگاه تابستانی خویش قرار داده بود لذا با توجه به تعلق خاطر فراهم شده و مخصوصا” اهالی محترم آنجا وصیت فرموده تا در جوار آن قلعه روبری آبادی دفن گردند نا گفته نماند این روستا اولین روستایی بود در سطح کردستان که دارای مدرسه گردید برخی از آثار منتشر شده حضرت آیت الله مردوخ عبارتند از
تاریخ مردوخ یا تاریخ کرد و کردستان در دو جلد فرهنگ مردوخ در دو جلد ، فقه محمدی ،اصول فقه ، صرف محمدی ، نحو محمدی ،منطق محمدی ،حساب و هندسه محمدی ،رموز آفرینش ،جام جان وجین ، آئین رستگاری ،ندای اتحاد ،حل اختلاف، تاریخ تشیع ،شطرنج نامه، ام الکتاب ،رد بابی و بهایی ، گفتارها و رهبر بشر به سوی اسلام و دهها جلد کتاب و رساله دیگر که در این مختصر نمیگنجد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر