ایران نیوز

یکشنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۹۳

اهالی کوچو در پی قتل‌عام‌های داعش به کوهستان شنگال پناه بردند


تبهکاران داعش که از 3 آگوست شنگال را اشغال کرده و مسلمان‌شدن را بر ایزدیان کرد تحمیل می‌کنند, همچنان به وحشی گری‌های خود ادامه می‌دهند. داعش شمار زیادی از زنان و دختران ایزدی را بعنوان غنیمت جنگی با خود برد.
مردان روستای کوچو با رفتارهای تبهکاران داعش و ستم‌هایشان به مقاومت دست زدند که دست‌کم 60 تن از آنها قتل‌عام شدند. شمار زیادی از اهالی این روستا که از قتل‌عام نجات یافته‌اند, پس از یک راهپیمایی طولانی 13 ساعته خود را به مناطق امن کوهستان شنگال رساندند.

در روستای کوچو که از همان اوان حملات داعش اشغال شد, بخشی از روستائیان با زور سلاح اسلام تحمیل شده را پذیرفتند, همچنین برای کسانی که هنوز اسلام را قبول نکرده بودند, زمان تعیین شد. دو هفته پس از حملات داعش, دختران و زنان در آن روستا بزور از خانه‌هایشان خارج ساخته و به مکانی نامعلوم منتقل شدند. مردان روستای کوچو هم با این اقدام داعش مخالفت کردند اما قریب 80 تن از آنها سه روز پیش قتل‌عام شدند.
«سلیمان راوی فارس» همراه با برادران, همسر, دختر, عروس و فرزند خود از دست تبهکاران داعش فرار کرده و به کوهستان شنگال پناه آوردند که با آنها مصاحبه‌ای انجام دادیم. پس از ساعت‌ها راهپیمایی, با وضعی اسفبار خود را به آن کوهستان رساندند. یکی از روستائیان مقداری غذا به همراه آورده بود, اما آنها, خانه و کاشانه خود را کاملا رها کرده و جانشان را نجات دادند.
با ده خودرو ما را تعقیب کردند
فارس گفت تبهکاران داعش سه روز پیش, هنگام غروب منازل روستائیان کوچو را گلوله باران کردند و همه فرار کردند. وی افزود که تبهکاران با استفاده از ده خودرو روستائیانی که فرار کردند را تعقیب کردند . آنهایی که اسیر شدند را با خود بردند. فارس گفت خود شاهد بود که در روستای آنها بیش از 80 مرد کشته شدند و افزود:«پس از کشتن مردان روستا, کورکورانه و بی‌هدف پیرامون خود را گلوله‌باران کردند. نمی‌دانیم چند تن زخمی شده‌‌اند. ما فرار کردیم. اگر می‌ماندیم, دختران و زنان را نزد برادرم در ترملان می‌بردم, زیرا پیشتر از طرق تلفن خبر حمله را به او گفته بودم. ما فرار کردیم و به کوهستان شنگال آمدیم. ما در راه آب برای نوشیدن نداشتیم و بسختی خود را به اینجا رساندیم».
در راه خدا به ما کمک کنید
«هندا», عروس سلیمان راوی فارس هم چند ماه پیش ازدواج کرده است. وی درحالی که گریه می‌کرد, گفت مرگ را به جان خریده و راه کوهستان شنگال را درپیش گرفته‌اند. وی افزود:«از ما خواستند دست از دینمان برداریم, اما چنین کاری نکردیم. فرار کردیم. تبهکاران ما را دنبال کردن, اما ما از کوره‌راهها آمدیم. همه زنان روستا را باخود بردند, مردان را کشتند. ما نمی‌دانیم چه بر سر بستگان ما آمده است. ما بسختی فرار کردیم. در راه خدا به ما کمک کنید».
پسر من را در بیمارستان کشتند
زنی به نام «اروک هرو احمد» گفت پسر و عروس وی مقابل خانه‌شان بر اثر گلوله‌باران‌های تبهکاران کشته شده‌اند.وی گفت پسرش را به بیمارستان شنگال رساند و افزود که اما فرزندش در بیمارستان از سوی تبهکاران داعش کشته شد. «هرو احمد» افزود که پسرش از ناحیه کتف زخمی شده بود, زخم وی سطحی بود و افزود:«وقتی مقابل درب بیمارستان ایستاده بودیم, آمدند و به من گفتند پسرت مرده است. وارد بیمارستان شدم. به آنها گفتم جنازه فرزندم را به من بدهید. گفتند جنازه , جنازه یک ایزدی است و تحویل نمی‌دهیم. با شنیدن مرگ پسر عروسم «پریشان محسن شیخو» را از یاد برده بودم. نمی‌دانم چه بلایی بر سر وی آورده‌اند. هم‌اکنون داعش در آن مناطق ما به قتل‌عام دست می‌زند. کسی جلودار آنها نیست. ما با پای پیاده فرار کردیم. درحالی که تشنه و گرسنه بودیم خود را به کوهستان رساندیم.»
چه گناهی کرده‌ایم که قتل‌عام می‌شویم
«هرو احمد» گفت وقتی فرار می‌کرده, هزار بار آرزو کرده که خداوند حتی یک ایزدی را در این جهان زنده نگذارد. وی افزود:«مگر ایزدیان چه ظلمی در حق انسان‌ها کرده‌اند که اینگونه مورد نفرت قرار می‌گیرند؟ به ما حمله کردند. نمی‌دانیم دقیقا در روستای کوچو چند نفر کشته شده‌اند. شنگال را دو دستی به داعش تحویل دادند. وضعیت ما را برای جهانیان بازگو کنید. فرماندار شنگال, سربست باپیری فرار کرد. ما را فروخت. 80 مرد روستا را سربریدند. زنان و دختران ایزدی را با خود بردند. دین داعش دین وحشی‌گری و قتل‌عام است».
فقط یک برادر داشتم, او را کشتند
وقتی در کوهستان شنگال با روستائیان اهل کوچو صحبت کردیم, یک زن 60 ساله جامانده و از سربالایی بسوی قله کوه می‌آمد, از فرط خستگی افتاد. زنان ایزدی هم بسوی او دویدند برای وی آب بردند.
یکی از زنان جوان «هلو خلف» نام داشت. گفت چندین ساعت است پیاده‌روی می‌کند و شمار دیگری هم از پشت سر او می‌آیند. خلف افزود اهل روستای کوچو است و اسلام را به زور به آنها تحمیل کرده‌اند. وی گفت:«به من گفتند اگر مسلمان شوی تو را نخواهیم کشت. ما هم قبول نکردیم. چرا باید به زور از دینمان دست برداریم؟ من تاکنون ازدواج نکرده‌‌ام. شوهر و فرزندی هم ندارم. تنها یک برادر داشتم که اور هم کشتند».
در حق ما بی‌اخلاقی کردند که قابل بازگوکردن نیست
«حسین علی دکو» کدخدای روستای «گرزرک» از توابع «ناصریه» , اهل روستای کوچو که موفق به فرار از دست داعش شده, گفت 60 الی 70 خانواده از روستای کوچو فرار کردند. دکو گفت به بستگانش تلفن زد اما کسی جوان نداده لذا به خانواده‌های عرب و آشنایان تلفن کردند, آنهاهم گفتند همه مردان روستای کوچو قتل عام شدند. دکو افزود:«اهالی روستای گرزرک جمع شدیم. آنهایی که از کوچو آمدند را گروه گروه به کوهستان شنگال فرستادیم. کسی در روستا باقی نمانده است. ما اهالی روستای کوچو را با خود آوردیم. برای اینکه حداقل یک گروه از ما نجات یابد, از سه راه مختلف بسوی کوهستان شنگال حرکت کردیم. گفتیم «بالاخره یک گروه از ما نجات می‌یابد».
به تعقیب و گریز ما دست زدند. ما قریب 150 نفر بودیم که فرار کردیم. نمی‌دانیم چه بر سر آنهایی آمد که عقب ماندند. ما مرگ را می‌پذیریم اما ربودن زنان و دخترانمان را تحمل نمی‌کنیم. پس از قتل‌عام در کوچو, همه فرار کردیم. هم‌اکنون شنگال از ایزدیان تخلیه شده است. با چشم خود خیانت, غارت و قتل‌عام را دیدیم. همه بدانند که فجایعی اسفبار رخ داد. فجایعی چنان پلید که نمی توانم بازگو کنم. به ما خیانتی بسیار بزرگ کردند».


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر