خبرگزاری فرات گفتگویی با سه گریلای حزب کارگران کردستان انجام داده که در ماه مارس امسال موفق شدند از یک زندان ترکیه فرار کنند و خود را به همرزمانشان در مناطق کوهستانی برسانند. در بخش نخست این مصاحبه آنها از واقعه فرار از زندان چولک در سال 2014 میگویند و اینکه چگونه پس از فرار در آنزمان دوباره دستگیر شدند.
در جریان چهار دهه جنگ میان حکومت ترکیه و پ.ک.ک، زندانهای ترکیه همواره مکانی برای مبارزه بودەاند. داستانهای زیادی از مقاومت در زندانها در برابر شکنجه و پیروزی نیروهای انقلابی نوشته شده است. زندانیان زیادی هم سعی کردەاند خود را از بند نیروهای اشغالگر آزاد کنند و بعضا موفق هم شدەاند.
در 24 سپتامبر 2013 گروهی هجده نفره از زندانیان پ.ک.ک در زندان چولک علیرغم همەی سختیها و امکانات کمی که در اختیار داشتند موفق شدند از زندان فرار کنند اما پس از روزها در عملیات نیروهای امنیتی دستگیر و به زندان بازگردانده شدند. این زندانیان به اماکن دیگر تبعید شدند، از جمله سه زندانی به اسامی دوریم کاواک، دیار کایدو و عثمان کلیچ به زندان آمد انتقال یافتند. این زندانیان، در پنجم ماه مارس امسال نیز موفق شدند از زندان فوق امنیتی شهر آمد فرار کنند و اکنون به میان همرزمان گریلای خود بازگشتەاند.
این سه گریلا که در مقاطع مختلف دستگیر شده بودند بخاطر عضویت در پ.ک.ک به حبس ابد محکوم بودند.
آنها میگویند در سال 2013 بخاطر عدم امکان فرار از روی دیوارها و پشتبام زندان، به فکر حفر یک تونل افتادند هرچند سلولهای آنها بسیار کوچک بودند. این زندانیان پ.ک.ک و پنج همبندی آنها با یک کارد کوچک و لوازمی مانند قاشق و چنگال روزها تلاش کردەاند تا زمین بتنی محل مورد نظر خود در بند زندان را سوراخ کنند و خود نیز مردد بودەاند که آیا اقدام آنها چه نتیجەای خواهد داشت.
دیار کایدو میگوید حفظ امنیت و اینکه اجازه ندهیم مأموران زندان متوجه فعالیت ما شوند واقعا سخت بود بخصوص به این خاطر که رفقای فعال در تونل پس از خروج بکلی گلآلود میشدند.
دوریم کاواک هم به اصلیترین سئوال، که با خاک بیرون آمده از تونل چه میکردند پاسخ داده و میگوید: "این سئوال اولی بود که زمان طرح نقشه به ذهن ما خطور کرد. ما میان بندهای پنجم و ششم به سختی یک محل عبور باز کرده بودیم که هر دو به تونل راه داشتند. از کانال موجود در اتاق با شکستن چند مانع آهنی موقف شدیم به پشت بام زندان و ساختمانهای اداری آن برسیم. خاکهای جمعآوری شده را از طریق این کانال به پشتبام میبردیم و زیر پوشش ایزوگام آن پخش میکردیم."
عثمان کلیچ در اینباره میگوید: "وقتی یک مأمور گارد زندان به اتاق ما آمد و به درب ورودی کانال نزدیک سقف نگاه کرد، تصور کردیم نقشه ما لو رفته است اما خوشبختانه متوجه نشد که این در شکسته شده است. در مواردی مأموران، پشت بام را هم کنترل کرده بودند اما خاک زیر ایزوگام بود و آنها بخاطر خرابی پروژوکترها، دقت زیادی نمیکردند. بعضی وقتها در مسیر حفر تونل دچار اشتباه میشدیم که مشکلساز بود. یک بار صد متر مسیر اشتباهی را حفاری کرده و بعدا پرش کردیم. همچنین مشکل اکسیژن وجود داشت. آنچه که ما داشتیم فقط ابزارهای اولیهای بود که در زندان پیدا میشد. روزنامههای ترکیه نوشتەاند که تونل نهایی ما که منجر به فرار شد، 61 متر بوده است."
دیار کایدو با اعلام اینکه کار حفاری تونل هجده ماه طول کشید، میگوید: "در 21 سپتامبر 2013 کار ما در حالی تمام شد که رفقا همه بیمار شده بودند. در این فکر بودیم که احتمال ریزش تونل و ناکامی حین خروج وجود دارد. وقتی به خاک نرم رسیدیم متوجه شدیم که به محل مورد نظر خود رسیدەایم. در دور پایانی حفاری، یک سیخ را میان دو سنگ فرو کردم و نور از روزنە به تونل تابید. با نگرانی دریچه را باز کردم و دیدم درختی در یک حیاط وجود دارد و پرندەها بر روی شاخەهای آن میخوانند. احساسم به من گفت که زمان آزادی آمده است."
دوریم کاواک میگوید: "وقتی که ما در بند خبردار شدیم، خیلی هیجان انگیز بود. زندانیان دیگری هم وجود داشتند که علیرغم عدم اطلاع از روند حفاری میخواستیم از زندان خارج کنیم. مجموعا هجده نفر بودیم و در سه گروه وارد تونل شدیم. تصمیم گرفته بودیم که به دو ایالت آمد و ارزروم تقسیم شویم و از این مناطق خود را به کوهستان برسانیم. برای این هماهنگی قبلی انجام داده بودیم اما تماس ما با گریلاهای رابط قطع شد و مشکل هماهنگی در مکان قرار ملاقات پیدا کردیم. تا ساعات ظهر روز بعد همەی رسانەهای ترکیه خبر فرار ما از زندان چولک را پوشش دادند و عملیات نظامی هم شروع شده بود. هلیکوپترها و هواپیماهای جاسوسی در آسمان منطقه پرواز میکردند. محل حضور ما را نهایتا کشف کردند و سلاحی در دست ما برای دفاع نبود. اینطور بود که دوباره دستگیر شدیم."






هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر