بنا به گزارش رسیده به آواتودی، عباس دزفولی، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق اهل تهران، پدری تنها با سه فرزند، دو بار تجربه بازداشت و سرکوب توسط مزدوران سپاه تروریستی ثارالله را تجربه کرده است.
زندگی این شهروند که روزگاری با تلاش و کاسبی خود امرار معاش میکرد، در جریان بازداشتهای خشونتآمیز و غارت اموالش به دست مزدوران اطلاعات به نابودی کشیده شد.
به گفته راوی این گزارش، درفولی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ایمان افشاری، به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» به ۶ سال حبس محکوم شد، اما پس از اعتراض به حکم، از اتهام «اجتماع و تبانی» تبرئه و در دی ۱۳۹۹ پس از تحمل ۱۳ ماه حبس آزاد شد.
همچنین در پنجم مهر ۱۴۰۱، در جریان جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، بار دیگر ساعت ۸:۳۰ شب، زمانی که در خانهاش در حال استراحت بود، حدود ۱۵ نفر از مزدوران لباسشخصی سپاه ثارالله از در ورودی و پشتبام به منزلش هجوم بردند. با ضرب و شتم و تهدید با اسلحه، او را ساکت کرده و به مدت ۵ ساعت با دستبند به تخت بستند. در این مدت، خانهاش بهطور کامل تفتیش شد؛ اثاثیهاش تخریب و اموالش غارت شد. وسایلی به ارزش بیش از ۷ میلیارد تومان که ابزار کار و درآمد او بود، به همراه ۱۰ هزار دلار نقد (که بخشی از آن امانت بود) از گاوصندوقش به یغما رفت. همچنین مدارک شخصی، کارتهای بانکی، شناسنامه، تلفن همراه، تبلت و حتی کلیدهای خانهاش نیز ضبط شد و هیچگاه بازنگشت، جز موبایلش که اخیراً به او تحویل داده شد.
پس از این یورش، دزفولی نیمهشب به بازداشتگاه (یک الف) سپاه تروریستی پاسداران منتقل شد. کلید خانهاش به مدت ۵ روز نزد مزدوران سپاه بود و در این مدت، آنها با صحنهسازی دزدی، خانه را بار دیگر خالی کردند.
او ۳ هفته در سلول انفرادی تحت شکنجههای شدید روحی و روانی قرار گرفت و پس از آن به اندرزگاه ۴ زندان اوین منتقل شد. پس از گذشت ۶ ماه بلاتکلیفی، ساعت ۴:۳۰ صبح بدون اطلاع قبلی وی را به دادگاه انقلاب بردند. در این دادگاه، با حضور رئیس فاسد قوه قضائیه، غلامحسین محسنی اژهای، و فیلمبردار امپراطوری دروغ، تلاش شد تا از او اعتراف بگیرند. اما دزفولی با شجاعت پاسخ داد که در خانهاش بازداشت شده و اتهام انتسابی «اغتشاش» بیاساس است.
این محاکمه بهگونهای پیش رفت که او خود اژهای را به چالش کشید و در نهایت بدون اعتراف یا مدرکی به زندان بازگردانده شد.
پس از ۱۵ ماه حبس غیرقانونی و بلاتکلیفی، دزفولی در دی ۱۴۰۲ آزاد شد. اما اکنون، بدون مدارک هویتی، کارت بانکی، شغل و حتی خانهای برای زندگی، شبها را در منازل دوستان و آشنایان سپری میکند.
وانت او، تنها وسیله امرار معاشش، نیز توسط مزدوران سپاه ضبط شده و زندگیاش در وضعیتی اسفبار قرار گرفته است.
این روایتها تصویری تلخ از سرکوب، غارت و نابودی زندگی انسانهایی است که تنها به جرم دفاع از حقوق خود هدف قرار گرفتهاند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر