داو لیبر، بنوا فوکون و شیندی رایس / والاستریت ژورنال / ۱۷ مارس ۲۰۲۶
علی لاریجانی، مقام ارشد امنیتی ایران، روز جمعه با عینک آفتابی تیره و پالتوی مشکی، با اعتمادبهنفس در میان تجمعی از هواداران حکومت در مرکز تهران قدم میزد. این نخستین حضور علنی او در جریان جنگی بود که در آن بهعنوان هدفی شناختهشده مطرح بود. او بعدتر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مردم شجاع. مقامهای شجاع. رهبران شجاع. این ترکیب شکستناپذیر است.»
چهار روز بعد، او کشته شد. بامداد سهشنبه، سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل لاریجانی را در حالی یافتند که به همراه دیگر مقامها در یک مخفیگاه در حومه تهران گرد آمده بود و با حمله موشکی او را کشتند.
همان شب، اسرائیل از سوی شهروندان عادی ایرانی گزارشی دریافت کرد مبنی بر اینکه غلامرضا سلیمانی، فرمانده هراسانگیز بسیج، به همراه معاونانش در چادری در منطقهای جنگلی در تهران پنهان شده است. این دقیقاً همان نوع اطلاعاتی بود که اسرائیل پس از بیش از دو هفته حمله به مقرها و مراکز فرماندهی بسیج به دنبال آن بود؛ حملاتی که اعضای این نیرو را وادار کرده بود در فضای باز گرد هم بیایند. سلیمانی نیز هدف قرار گرفت و کشته شد.
رهبران اسرائیل و آمریکا از همان ابتدا گفته بودند که جنگ با ایران شرایطی ایجاد خواهد کرد که ایرانیان بتوانند حکومت خود را سرنگون کنند. کشته شدنها در بامداد سهشنبه، نقاط عطفی در این کارزار محسوب میشوند؛ کارزاری که با خسارات فزاینده ناشی از حملات هوایی و همچنین انباشت سریع اطلاعات درباره اهداف احتمالی ممکن شده است.
با کشته شدن هزاران عضو حکومت — از رهبران ارشد گرفته تا نیروهای ردهپایین — گزارشها از داخل ایران حاکی از آن است که نوعی حس بینظمی در حال شکلگیری است. نیروهای امنیتی تحت فشار قرار دارند و در حال عقبنشینیاند، در حالی که همزمان معترضان را تهدید میکنند که به خیابانها نیایند و حملاتی را علیه آمریکا، اسرائیل و همسایگان عرب در آن سوی خلیج فارس هدایت میکنند.
فهرستهای دقیق اهداف و گزارشهای ارزیابی خسارات جنگی که روزنامه والاستریت ژورنال مشاهده کرده، نگاهی از درون به تلاش عظیمی ارائه میدهد که برای فرسوده کردن این نیروها به کار گرفته شده است.
این اسناد نشان میدهد که این تلاش از روزهای ابتدایی جنگ آغاز شده و همچنان در حال تشدید است. اسرائیل نیروهای امنیتی را از مقرهایشان به نقاط تجمع و سپس به مخفیگاههایی زیر پلها تعقیب میکند تا فعالیتشان را مختل کرده و به ایرانیان نشان دهد که مجریان سرکوب در حال حذف شدن هستند.
اسرائیل میگوید تاکنون ۱۰ هزار مهمات را بر هزاران هدف مختلف فرو ریخته است؛ از جمله بیش از ۲۲۰۰ هدف مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج و دیگر نیروهای امنیت داخلی. این کشور بر این باور است که هزاران نفر کشته یا زخمی شدهاند.
فناوری پیشرفته بهکارگرفتهشده توسط اسرائیل و نفوذ عوامل آن در جامعه ایران، در کنار هم بزرگترین تهدید تا امروز را برای حکومتی عمیقاً ریشهدار ایجاد کردهاند.
با این حال، دههها تجربه نظامی نشان میدهد که براندازی یک حکومت از طریق حملات هوایی دشوار، اگر نگوییم ناممکن، است. و اگر حکومت ایران دوام بیاورد، ممکن است جسورتر و خطرناکتر از پیش ظاهر شود. فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد مسائل ایران در مؤسسه واشینگتن — یک اندیشکده مستقر در آمریکا — گفت: «این برای حکومت یک پیروزی آشکار خواهد بود، با پیامدهایی هم قابل پیشبینی و هم غیرقابل پیشبینی.»
تقسیم کار میان اسرائیل و آمریکا
اسرائیل جنگ را با ضربهای به قلب حکومت آغاز کرد؛ با کشتن رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، در محل اقامتش در نخستین حمله، و سپس در همکاری با آمریکا، بهسرعت بیشتر پرتابگرهای موشکی ایران را نابود کرد و سامانههای پدافند هوایی آن را از میان برد.
سپس مسئولیتها میان دو طرف تقسیم شد. آمریکا بر توان نظامی و صنعتی ایران تمرکز کرد و اسرائیل بهطور جدی به سراغ ساختارهای کنترل داخلی رفت.
از روز دوم، جنگندههای اسرائیلی بهطور سیستماتیک مقرها و مراکز فرماندهی مرتبط با بازوهای امنیت داخلی سپاه، نیروهای بسیج و پلیسهای ویژه را هدف قرار دادند.
اسنادی که این روزنامه بررسی کرده نشان میدهد که حملات، از واحد ثارالله — یگان سپاه مسئول حفاظت از پایتخت — گرفته تا کلانتریهای محلی در تهران را دربر میگرفت. اسرائیل مکانهایی را هدف قرار میداد که اطلاعاتش نشان میداد نیروهای حکومتی در آن حضور دارند.
سپس دامنه اهداف گستردهتر شد. اطلاعات اسرائیل نشان داد که ایران برای نیروهای امنیت داخلی خود در صورت نابودی تأسیساتشان، یک طرح جایگزین داشته است: تجمع در مجموعههای ورزشی محلی.
اسرائیل این مکانها را زیر نظر گرفت، منتظر پر شدن آنها ماند و پیش از پایان هفته نخست به آنها حمله کرد. بر اساس ارزیابیهای خسارات جنگی که این روزنامه مشاهده کرده، این حملات از مرگبارترین عملیاتهای جنگ بوده و صدها نفر از نیروهای امنیتی و نظامی را کشته است؛ که اکثریت قریب به اتفاق آنها در ورزشگاه آزادی — محل بزرگ برگزاری مسابقات فوتبال — جان باختهاند.
بر اساس ویدئوهایی که شرکت استوریفول، فعال در حوزه تحلیل شبکههای اجتماعی و متعلق به شرکت نیوز کورپ (مالک والاستریت ژورنال) تأیید کرده، تصاویر نشان میدهد که مأموران امنیتی در بیرون یک ورزشگاه دیگر روی زمین افتادهاند.
به گفته یک پزشک، نیروهای امنیتی به بیمارستان گاندی در تهران هجوم بردند و بیماران را مجبور کردند برای مجروحان آنها جا باز کنند.
مقامهای ایرانی این حملات را بهعنوان هدف قرار دادن غیرنظامیان محکوم کردند و رسانههای دولتی ایران نیز تصاویری از پیامدهای حملات منتشر کردند، اما اشارهای به حضور نیروهای امنیتی نکردند.
ارتش اسرائیل اعلام کرد که یک مرکز فرماندهی وزارت اطلاعات ایران را که در داخل مجموعهای متعلق به شرکت برق ایران در قلب تهران فعالیت میکرد، هدف قرار داده است. رسانههای دولتی ایران گزارش دادند که این حمله چندین کارمند و مهندس را کشته و شماری از رهگذران را نیز کشته یا زخمی کرده است.
ارزیابی اسرائیل حاکی از آن است که این حملات به روحیه نیروهای ردهپایین آسیب زده و برخی از نیروهای امنیتی را وادار کرده است که در خودروهای خود، مساجد یا دیگر اماکن ورزشی بخوابند.
در همین حال، مقامهای اطلاعاتی اسرائیل شروع به تماس با فرماندهان منفرد کردهاند و به گفته افرادی آگاه از موضوع، آنها و خانوادههایشان را بهطور مشخص تهدید کردهاند که در صورت وقوع یک خیزش مردمی، باید کنار بکشند.
مکالمه مأمور موساد با یک فرمانده ارشد پلیس ایران
والاستریت ژورنال محتوای یکی از این تماسها میان یک فرمانده ارشد پلیس ایران و یک مأمور موساد، سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، را بررسی کرده است.
در این مکالمه که به زبان فارسی انجام شده، صدای یک مأمور موساد شنیده میشود: «صدای من را میشنوی؟ ما همهچیز را درباره تو میدانیم. تو در فهرست سیاه ما هستی و تمام اطلاعاتت را داریم.»
فرمانده در پاسخ میگوید: «باشه.»
مأمور موساد ادامه میدهد: «تماس گرفتم تا از قبل به تو هشدار بدهم که باید در کنار مردم خودت بایستی. و اگر این کار را نکنی، سرنوشتت مثل رهبرت خواهد شد. متوجه شدی؟»
فرمانده پاسخ میدهد: «برادر، به قرآن قسم، من دشمن شما نیستم. من همین حالا هم مردهام. فقط لطفاً بیایید و به ما کمک کنید.»
در صحنه میدانی، اسرائیل انبارهای پلیس را هدف قرار داد و تجهیزات رایانهای، خودروها و ادوات پلیسی را نابود کرد؛ بر اساس فهرست اهدافی که این روزنامه مشاهده کرده است. یکی دیگر از اهداف، یگانهای موتورسوار بودند که نقش محوری در سرکوب اعتراضات داشتهاند.
در مقطعی، اسرائیل حدود ۳۴ مکان مختلف مرتبط با نیروهای امنیت داخلی را در استان ایلام — منطقهای در غرب ایران نزدیک مرز عراق با جمعیتی قابل توجه از کردها — هدف قرار داد؛ بر اساس فهرست اهدافی که این روزنامه دیده است.
کردهای ایران رابطهای پرتنش با دولت مرکزی دارند و گروههای مسلح خاص خود را نیز دارا هستند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، همزمان با این حملات از یک تهاجم مسلحانه کردها علیه ایران حمایت کرد، اما بعدتر از این موضع عقبنشینی کرد.
هفته گذشته، در حالی که مقامهای اسرائیلی بهطور علنی این پرسش را مطرح میکردند که آیا صرفاً قدرت هوایی میتواند حکومت را سرنگون کند یا نه، ارتش در حال گسترش دامنه اهداف خود بود.
نیروی هوایی اسرائیل شروع به بهکارگیری ناوگانی از پهپادهای گشتزن بر فراز تهران و دیگر مناطق ایران کرد و تمرکز خود را از مراکز فرماندهی به ایستهای بازرسی و موانع جادهای بسیج معطوف ساخت. این پهپادها دهها هدف را مورد اصابت قرار دادند و هر بار دو تا چهار نفر از نیروهای امنیتی را کشتند.
مقامهای امنیتی اسرائیل گفتند که این حملات در بسیاری از موارد بر اساس اطلاعاتی انجام شده که شهروندان عادی ایرانی ارسال کرده بودند. روز پنجشنبه، دستکم سه ایست بازرسی مختلف هدف قرار گرفتند؛ از جمله در بزرگراه امام رضا و خیابان شاهد در شمال تهران.
در طول آخر هفته نیز حملات بیشتری صورت گرفت. شامگاه یکشنبه، نیروهای اسرائیلی یک عملیات هدفمند برای شکار ایستهای بازرسی انجام دادند و ۱۱ مورد از آنها را هدف قرار دادند؛ از جمله در میدانهای انقلاب و آزادی در تهران و در امتداد چند بزرگراه.
ایرانیان تأیید کردهاند که حملات به ایستهای بازرسی در حال انجام است.
ارزیابی مستقل از میزان موفقیت کارزار اسرائیل دشوار است. ایران اینترنت را قطع کرده و کنترل شدیدی بر جریان اطلاعات اعمال میکند. افرادی که ویدئوهایی از خسارات منتشر میکنند، بازداشت شدهاند.
ارزیابی اسرائیل این است که جنگ هوایی در حال مختل کردن فرماندهی و کنترل و تضعیف روحیه در نیروهای امنیتی است. ایرانیان گفتهاند که شاهد بودهاند نیروهای امنیتی در حالی که از سوی جنگندهها و پهپادهای اسرائیلی تعقیب میشوند، بهدنبال فضاهای امن برای کار هستند و مدارس، اماکن ورزشی و ساختمانهای غیرنظامی را در اختیار میگیرند.
این پزشک در تهران گفت که پلیس در ونک، یکی از مناطق مرفه پایتخت، ایست بازرسی خود را برای در امان ماندن از حملات به زیر یک پل بزرگراه منتقل کرده است. او افزود که نیروهای دیگر از او خواستهاند اجازه دهد شب را در ساختمانش بگذرانند. چند نفر از آنها در فضای کوچکی کنار راهپله خوابیده بودند. او همچنین گفت که دیده است نیروهای امنیتی چادر برپا کرده یا داخل اتوبوسها مستقر شدهاند.
ساکنان دیگر نیز گفتهاند که بسیاری از نیروهای امنیتی در ساختمانهای مسکونی پنهان میشوند. به گفته یکی از ساکنان، وقتی آنها وارد میشوند، همسایهها از ترس حمله محل را ترک میکنند.
برخی نیز گفتهاند که رسیدگی به جرایمی مانند سرقت که پیش از جنگ رخ داده بود، در وضعیت تعلیق قرار گرفته، زیرا نیروهای پلیس خود تحت حمله هستند.
یکی از ساکنان تهران گفت یکی از دوستانش نتوانسته خودرویی را که پیش از آغاز جنگ سرقت شده و سپس توسط پلیس پیدا شده بود، تحویل بگیرد، زیرا در کلانتری کسی حضور ندارد. فرد دیگری گفت پلیس به او و دیگر مغازهداران توصیه کرده پیش از تاریکی هوا مغازههایشان را ببندند، زیرا نمیتوانند امنیت آنها را تضمین کنند.
با وجود هرگونه تضعیف در اقتدار، روشن است که نیروهای امنیتی ایران همچنان کنترل خیابانها را در دست دارند و با تهدید به تیراندازی برای کشتن، مانع از بروز ناآرامی میشوند. بسیاری از ایرانیان گفتهاند که در شرایط فعلی، قیام کردن نوعی خودکشی است و نگراناند که اسرائیل و آمریکا در نهایت حکومت را دستنخورده اما خشمگینتر باقی بگذارند.
نهادهای امنیتی اسرائیل بر این باورند که اقتصاد فروپاشیده ایران و خشم عمومی، حکومت را در مسیری برگشتناپذیر به سوی سقوط قرار دادهاند؛ چه این اتفاق در جریان جنگ رخ دهد و چه در آینده. با این حال، در نهایت این کاری است که اسرائیل و آمریکا بر دوش مردم ایران گذاشتهاند.
فرزین ندیمی گفت: «آنها دارند یک نظام رو به زوال را با چشمان خود میبینند. اما برای برگرداندن معادله، حملات بسیار بیشتری لازم خواهد بود.»

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر